مسافر آزادی
به نام خدا
پرواز : مسافر آزادی
ماه بهمن در قاموس و فرهنگ جاودانه ساحت نظام مقدس جمهوری اسلامی روز های ماندگار و شیرین و تابلویی نفیس و بی مانند است ، ساحت قدسی این نظام الهی میراث ماندگار و جاودانه ی عبد برگزیده و صالح خداوند ، حضرت روح الله است که در سایه دلیری و اخلاص و شجاعت و ایثار آن جان گرامی محقق شد . جان مایه کلام و ارمغان بی بدیلش عزت بود "تعز من تشاء و تزل من نشاء" . عزیزی و آقایی و تاج زرین و فاخر سروری را بر سر ملتی گذاشت که بواسطه ی حاکمیت دد و دیو به نهایت خفت و دریوزگی رسیده بود . امام عزیز ما به حقیقت ، غیرت خداوند بود "غیرت حق بود و با حق چاره نیست" که جانهای بسیاری را با نفس مسیحایی خود واله و شیدا نموده بود . اگر نبود روح اخلاص و فناء فی الله آن خورشید درخشان و همه ی فضائل و خصایص و مکارم و سجایای بلند اخلاقی و عرفانی که در وجودش جمع شده بود هرگز کشتی طوفان زده و به ظلمات رسیده ی این دیار به ساحل نجات نمیرسید .
در این فراز بر آنیم از میان همه ی ویژگی های منحصر به فرد ایشان به چند مورد اشاره شود تا ادای دین و ارادتی باشد به جایگاه رفیع و دست نیافتنی آن روح بزرگ ، و قدر بدانیم و بدانیم اگر امروز در سایه ی آزادی و عزت و امنیت و استقلال زندگی میکنیم بلاشک محصول خون دل خوردن ها و غربت کشیدن ها و تبعید و آوارگی و زندان رفتن های آن یگانه ی دوران بوده است .
تجسم امید
امام عظیم الشأن راحل تجسم عینی امید و یقین و سخت رویی بود . در ناصیه ی نورانی اش هرگز و هیچگاه یاس و ناامید و شکست جایی نداشت . "فرزند ارشد امام مرحوم حاج آقا مصطفی خاطره ای نقل کرده بودند که زمانی که ایشان در نجف اشرف در تبعید به سر میبردند به همراه امام در خانه ای زندگی میکردند ، فرزند امام برای انجام کاری از خانه خارج میشوند و پس از بازگشت وارد اتاق نشیمن امام میشوند ؛ مشاهده میکنند که امام در حال استراحت هستند . بعد از مدتی با حالت نگرانی به امام نگاه میکنند و میبینند که ایشان هیچ حرکتی انجام نمی دهند ، ترس از یک طرف و بیم بیدار کردن امام از طرفی دیگر بر حاج آقا مصطفی حاکم میشود . و با شک و تردید که نکند برای امام با آن سن و سال بالا اتفاقی افتاده باشد امام را خطاب میدهند و میگویند آقا به چه چیزی فکر میکنید ؟ و امام در جواب فرزندشان عبارتی بکار میبرند که بسیار تکان دهنده و در خور تأمل است . می فرمایند به هر چه که فکر کنم ، فکر بد نمیکنم ... "
آن مسافر عزیز و دردانه ی آزادی در بدترین شرایط موجود و در محاصره ی شدید نیرو های امنیتی رژیم عراق که بشدت خانه ی امام را تحت کنترل داشتند و از ملاقات مردم عوام و خواص با امام ممانعت میکردند و به دور از خانه و وطن و فرزندان و عزیزانشان در کشوری بیگانه ، میفرمایند من فکر بد نمیکنم ...! یعنی همیشه و در سخت ترین لحظات و بدترین اوضاع مثبت فکر میکنم و میاندیشم و امیدم را هرگز از دست نمیدهم ، آن کوه عشق و سواره ی یکه تاز آزادی که بر توسن یقین نشسته بود یکسواره بر جیش شهان تاخت ...
ادای تکلیف و دین
سیمای نجیب و تماشایی آن عزیز و سخنان پیامبر گونه و نصایح بالغه اش یک پیام داشت و آن این بود که ما مکلف به انجام تکلیف و وظیفه ایم و هرگز و هیچگاه از انجام رسالتی که بر عهده داشت شانه خالی نکردند . به کرات میفرمود که حفظ نظام جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است و وظیف و تکلیف همگان حفاظت و حراست از این نعمت خداوندی است .
ذکر خاطره ای که وجود نورانی امام آن را نقل فرموده اند شاهدی بر مدعای آن عمود خیمه ی نظام است ؛ "زمانی که در نیمه شب پانزده خرداد 1342 مأموران دستگاه جهنمی ساواک وحشیانه به منزل ایشان میریزند و امام را دستگیر و با خود به تهران میبرند . در میانه ی راه و هنگامه ی نماز صبح امام به مامورین میگویند که وقت نماز است ، اجازه بدهید نمازم را بجای بیاورم . که با مخالفت آنان روبرو میشود و امام میگویند اجازه دهید وضو بگیرم که باز آنان مخالفت میکنند و بعد میفرمایند حداقل اجازه بدهید تیمم کنم که مامورین وقتی اصرار امام را میبینند با شک و تردید و ترس خودرو را متوقف میکنند و در حالی که درب خودرو را به اندازه ی رسیدن دست های امام به زمین باز میکنند و دو نفر از مامورین پشت درب ایستاده بودند به امام اجازه میدهند که فقط دستان مبارکشان را روی زمین قرار بدهند تا تیمم کنند و بعد درب خودرو را میبندند و حرکت میکنند . و امام در حالی که ماشین به سمت تهران حرکت میکرد در درون خودرو نماز صبح را اقامه میکنند ..."
در حریم کعبه رسم قبله نیست / چه غم ار غواص را پاچیله نیست
پرواز : مسافر آزادی
ماه بهمن در قاموس و فرهنگ جاودانه ساحت نظام مقدس جمهوری اسلامی روز های ماندگار و شیرین و تابلویی نفیس و بی مانند است ، ساحت قدسی این نظام الهی میراث ماندگار و جاودانه ی عبد برگزیده و صالح خداوند ، حضرت روح الله است که در سایه دلیری و اخلاص و شجاعت و ایثار آن جان گرامی محقق شد . جان مایه کلام و ارمغان بی بدیلش عزت بود "تعز من تشاء و تزل من نشاء" . عزیزی و آقایی و تاج زرین و فاخر سروری را بر سر ملتی گذاشت که بواسطه ی حاکمیت دد و دیو به نهایت خفت و دریوزگی رسیده بود . امام عزیز ما به حقیقت ، غیرت خداوند بود "غیرت حق بود و با حق چاره نیست" که جانهای بسیاری را با نفس مسیحایی خود واله و شیدا نموده بود . اگر نبود روح اخلاص و فناء فی الله آن خورشید درخشان و همه ی فضائل و خصایص و مکارم و سجایای بلند اخلاقی و عرفانی که در وجودش جمع شده بود هرگز کشتی طوفان زده و به ظلمات رسیده ی این دیار به ساحل نجات نمیرسید .
در این فراز بر آنیم از میان همه ی ویژگی های منحصر به فرد ایشان به چند مورد اشاره شود تا ادای دین و ارادتی باشد به جایگاه رفیع و دست نیافتنی آن روح بزرگ ، و قدر بدانیم و بدانیم اگر امروز در سایه ی آزادی و عزت و امنیت و استقلال زندگی میکنیم بلاشک محصول خون دل خوردن ها و غربت کشیدن ها و تبعید و آوارگی و زندان رفتن های آن یگانه ی دوران بوده است .
تجسم امید
امام عظیم الشأن راحل تجسم عینی امید و یقین و سخت رویی بود . در ناصیه ی نورانی اش هرگز و هیچگاه یاس و ناامید و شکست جایی نداشت . "فرزند ارشد امام مرحوم حاج آقا مصطفی خاطره ای نقل کرده بودند که زمانی که ایشان در نجف اشرف در تبعید به سر میبردند به همراه امام در خانه ای زندگی میکردند ، فرزند امام برای انجام کاری از خانه خارج میشوند و پس از بازگشت وارد اتاق نشیمن امام میشوند ؛ مشاهده میکنند که امام در حال استراحت هستند . بعد از مدتی با حالت نگرانی به امام نگاه میکنند و میبینند که ایشان هیچ حرکتی انجام نمی دهند ، ترس از یک طرف و بیم بیدار کردن امام از طرفی دیگر بر حاج آقا مصطفی حاکم میشود . و با شک و تردید که نکند برای امام با آن سن و سال بالا اتفاقی افتاده باشد امام را خطاب میدهند و میگویند آقا به چه چیزی فکر میکنید ؟ و امام در جواب فرزندشان عبارتی بکار میبرند که بسیار تکان دهنده و در خور تأمل است . می فرمایند به هر چه که فکر کنم ، فکر بد نمیکنم ... "
آن مسافر عزیز و دردانه ی آزادی در بدترین شرایط موجود و در محاصره ی شدید نیرو های امنیتی رژیم عراق که بشدت خانه ی امام را تحت کنترل داشتند و از ملاقات مردم عوام و خواص با امام ممانعت میکردند و به دور از خانه و وطن و فرزندان و عزیزانشان در کشوری بیگانه ، میفرمایند من فکر بد نمیکنم ...! یعنی همیشه و در سخت ترین لحظات و بدترین اوضاع مثبت فکر میکنم و میاندیشم و امیدم را هرگز از دست نمیدهم ، آن کوه عشق و سواره ی یکه تاز آزادی که بر توسن یقین نشسته بود یکسواره بر جیش شهان تاخت ...
ادای تکلیف و دین
سیمای نجیب و تماشایی آن عزیز و سخنان پیامبر گونه و نصایح بالغه اش یک پیام داشت و آن این بود که ما مکلف به انجام تکلیف و وظیفه ایم و هرگز و هیچگاه از انجام رسالتی که بر عهده داشت شانه خالی نکردند . به کرات میفرمود که حفظ نظام جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است و وظیف و تکلیف همگان حفاظت و حراست از این نعمت خداوندی است .
ذکر خاطره ای که وجود نورانی امام آن را نقل فرموده اند شاهدی بر مدعای آن عمود خیمه ی نظام است ؛ "زمانی که در نیمه شب پانزده خرداد 1342 مأموران دستگاه جهنمی ساواک وحشیانه به منزل ایشان میریزند و امام را دستگیر و با خود به تهران میبرند . در میانه ی راه و هنگامه ی نماز صبح امام به مامورین میگویند که وقت نماز است ، اجازه بدهید نمازم را بجای بیاورم . که با مخالفت آنان روبرو میشود و امام میگویند اجازه دهید وضو بگیرم که باز آنان مخالفت میکنند و بعد میفرمایند حداقل اجازه بدهید تیمم کنم که مامورین وقتی اصرار امام را میبینند با شک و تردید و ترس خودرو را متوقف میکنند و در حالی که درب خودرو را به اندازه ی رسیدن دست های امام به زمین باز میکنند و دو نفر از مامورین پشت درب ایستاده بودند به امام اجازه میدهند که فقط دستان مبارکشان را روی زمین قرار بدهند تا تیمم کنند و بعد درب خودرو را میبندند و حرکت میکنند . و امام در حالی که ماشین به سمت تهران حرکت میکرد در درون خودرو نماز صبح را اقامه میکنند ..."
در حریم کعبه رسم قبله نیست / چه غم ار غواص را پاچیله نیست
و بعد در ضمن این خاطره میفرمایند اگر در طول عمرم دو رکعت نماز برای رضای خدا خواندم آن بود و بس . آن مرد بیدار شب که قصر حاکمان زر و زور و تزویر را در هم شکست در هیچ حالت و موقعیتی از انجام تکلیف و وظیفه اش سرباز نزد .! سلام بر روزی که متولد شد و سلام بر روزی که برانگیخته شد ..
بقلم احمد زالی
اختصاصی BMONLINE.IR
بقلم احمد زالی
اختصاصی BMONLINE.IR
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ساعت 20:1 توسط محمد شفیعی
|
قرار است بویین میاندشت آنلاین شهری همیشه بیدار باشد و خدمات لازم را برای شما همشهریان در عرصههای خبر رسانی، اطلاع رسانی، آموزش و سرگرمی دنبال کند.